أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )

44

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )

خطبهء ابن زياد در بصره ( 1 ) سپس [ ابن زياد ] بر منبر بصره بالا رفت و پس از حمد و ثناى خدا گفت : و الله من چموشىتان را تحمل نمىكنم ، و كسى نيستم كه فريبتان را بخورم ، من از كسى كه با من عداوت بورزد انتقام خواهم گرفت ، و براى كسى كه با من از در جنگ در آيد چون زهر خواهم بود . انصاف دهيد [ بپذيريد ] كه كسى كه به سوى چون منى تير بيفكند تير كارىترى دريافت كند . اى أهل بصره : امير المؤمنين [ يزيد ] مرا به فرماندارى كوفه برگزيده صبحگاهان به كوفه خواهم رفت ، و [ برادرم ] عثمان بن زياد بن أبى سفيان را به جاى خويش بر شما خواهم گماشت و اى به حالتان اگر عليه او به مخالفت و قيام برخيزيد ، قسم به آنكه الهى غير او نيست ، اگر به من خبر برسد كه فردى از ميانتان با او مخالفت كند او و عرّيف « 1 » و ولىّ او را مىكشم ، و نزديكان را به گناه دور دستان خواهم گرفت . تا به من گوش سپاريد و مخالفت و دشمنى در ميانتان يافت نشود . من پسر زياد هستم ، بين مردمى كه بر زمين قدم نهاده‌اند تنها به او رفته‌ام ، و شباهتى به دايى و پسر عمو در من يافت نمىشود . « 2 » ورود ابن زياد به كوفه ( 2 ) . . . سپس ابن زياد از بصره خارج شد و به سمت كوفه حركت كرد ، مسلم بن عمرو باهلى و شريك بن أعور حارثى و خويشاوندان و أهل بيتش بين سيزده تا نوزده مرد او را همراهى مىكردند ، تا اينكه وارد كوفه شد ، در حالى كه عمامه سياهى بر

--> ( 1 ) جمعيت كوفه و بصره به گروههاى متعددى تقسيم شده بود كه توزيع حقوق هر گروه به گروهها و واحدهاى كوچكتر محوّل مىشد و شخصى از هر گروه به عنوان سرپرست توزيع برگزيده مىشد ، اين گروه عرافه و شخصى كه مسئول آن بود عريف ناميده مىشد . ( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 : 358 ، [ ادامهء خبر ابى عثمان ] .